کانون ترجمان را پس از این با نام نورندبوک بشناسید.

۷ نکته کلیدی در رسیدن به موفقیت از مسیر اشتباهات

نوشتهمائده حوایی| 1398 مهر 17
0

«اشتباه موفق» یعنی ما متوجه آن روی دیگر اشتباهات باشیم. معمولاً اشتباهات ما در ظاهر به شکست منجر می‌شوند. اما روی دیگر آن‌ها درس‌هایی است که عملکرد ما را در طول زمان بهبود می‌بخشند.




اشتباهاتی که تنها باید با آغوش باز بپذیریم، هرچند قابل جبران نباشند. نقطه‌ی انتهایی اشتباهاتی که می‌پذیریم، چیزی جز موفقیت نیست.

در این مطلب ۷ نکته‌ی کلیدی و مهم را برایتان بازگو می‌کنم که چه کارآفرین باشید و چه نه، به شما کمک می‌کند از اشتباهاتتان پلی به‌سوی موفقیت بسازید و بیاموزید چطور با اشتباهاتتان برخورد کنید که زندگی خوب و باکیفیتی برای خود بسازید. این ۷ کلید را به‌خاطر بسپارید و از آن در مواجهه با اشتباهاتتان استفاده کنید.


نکته اول – با علایم هشداردهنده روبه‌رو شوید.

یکی از علایم هشداردهنده کسالت و یکنواختی است. نسبت به این علایم هشیار باشید و به آن توجه کنید. کسالت می‌تواند بر همه چیز غلبه کند. گاهی یکنواختی و دلزدگی نشانه‌ای برای گریختن و دست‌کشیدن از کاری است، اما در موقعیت‌های دیگر به شما می‌گوید که ایستادگی کنید و به مسیرتان ادامه دهید.

همه‌ی ما این موقعیت را داشته‌ایم و می‌دانیم دوره‌ی سخت و بدی است. به‌عنوان یک کارآفرین ممکن است از برخی جنبه‌های کاری‌تان و ایده‌ها و پروژه‌هایتان خسته شوید. اما این به آن معنا نیست که باید از کار فاصله بگیرید یا آن را رها کنید. بلکه لازم است لحظه‌ای عقب بروید و تأمل کنید. در‌واقع این‌ها فقط علایمی هستند که لازم است به آن‌ها دقت کنید و از خودتان بپرسید آیا این همان کاری است که باید انجام بدهم؟ یا چرا اینقدر خسته‌ام؟

نکته دوم - با درد به‌عنوان حسی ناخوشایند اما واقعی روبه‌رو شوید.

همه می‌دانیم که درد تا چه اندازه می‌تواند رنج‌آور و حسی ناخوشایند باشد. حسی که همه‌ی ما از آن گریزانیم. اشتباه هم‌، درد دارد. وقتی اشتباهی از ما سر می‌زند ممکن است یک یا چند نوع از انواع درد یعنی مالی، احساسی، جسمی و شخصی را تجربه کنیم. همه‌ی این دردها واقعیت دارد و جز رویارویی با آن راه چاره‌ای نداریم. پس بهتر است خود را برای تجربه‌ی ترکیب این دردها آماده کنیم.

پذیرفتن درد به‌عنوان بخشی از تجربه‌ی شکست، می‌تواند در درک ارزش و اهمیت کاری که انجام می‌دهید، کمکتان کند. اگر دردتان مالی باشد، به شما کمک می‌کند ارزش واقعی پول و نقشی را که در زندگی‌تان بازی می‌کند، درک کنید. به‌طور حتم می‌دانیم هرکسی به موفقیت رسیده، قطعاً در طول مسیر به‌دلیل دردهای مالی رنج کشیده است.

دردی که در چهره‌ی افراد به‌دلیل تداعی روزهای سخت و غم‌انگیز گذشته دیده می‌شود، درد آسانی نیست و پذیرش آن هم دشوار است. حتماً این دوران تأثیر زیادی هم بر سلامت و خانواده و وضعیتشان داشته است. اما این آزار در عین حال در مورد ارزش چیزهایی که در زندگی داشته‌اید، مطالب زیادی به شما می‌آموزد. همچنین یادآوری می‌کند که شما تنها کسی نیستید که چنین رنج‌هایی را متحمل می‌شوید.

نکته سوم – با عواقب کارهای خود روبه‌رو شوید.

روبه‌روشدن با عواقب کار یعنی باید قبول کنید اشتباه کردید و از راهی که رفتید برگردید. این کار بسیار دشوار است. گاهی اوقات در دام به‌تعویق انداختن می‌افتید. می‌دانید که کارتان اشتباه بوده، می‌دانید که نباید ادامه بدهید، اما باز هم سعی می‌کنید نادیده بگیرید، پنهان شوید و از روبه‌روشدن با واقعیت طفره بروید. حتی ممکن است این حس را در یک رابطه‌ی اشتباه هم تجربه کرده باشید. رابطه‌ای که حس درونی‌تان می‌گوید، اشتباه است، اما شما همچنان صبر می‌کنید و به امید بهترشدن رابطه ادامه می‌دهید، چون دوست دارید این رابطه به نتیجه برسد.

واقعیت این است که بسیاری از اوقات از همان اول می‌دانیم کاری که کرده‌ایم اشتباه بوده است، اما درد روبه‌روشدن با عاقبت این اشتباه، مانع از آن می‌شود که به اشتباهمان اعتراف کنیم و بپذیریم باید کار را متوقف کنیم. با طفره رفتن از مشکل و اجتناب از روبه‌روشدن مستقیم، اشتباه ما تخفیف پیدا نمی‌کند و برطرف هم نمی‌شود. تنها نتیجه‌اش این است که درد و رنجمان بالا می‌گیرد و گذشته از آن، زمان را هم از دست می‌دهیم.

وقتی با عواقب کار روبه‌رو می‌شویم، یعنی می‌پذیریم که اشتباه کرده‌ایم و باید کار را متوقف کنیم. بعد از توقف است که رشد مجدداً اتفاق می‌افتد و امیدوارانه به‌سوی راه‌هایی می‌رویم که اشتباه قبلی را تکرار نکنیم. علاوه بر آن از اشتباهی که آن را می‌پذیریم، می‌آموزیم و مسیر بهتری را انتخاب می‌کنیم. این‌بار احتمال اشتباهمان بسیار کاهش پیدا می‌کند.

نکته چهارم - با افسردگی روبه‌رو شوید.

رسیدن به آخر خط، چیزهای زیادی را درباره‌ی خودتان به شما می‌آموزد. ایستادن روی لبه‌ی ناامیدی، چشمان شما را به‌روی آنچه واقعاً اهمیت دارد، باز می‌کند. افسردگی، پایان کار نیست. بلکه آن‌هم مرحله‌ای از مسیر اشتباه‌کردن است. جایی که در مورد خودمان فکر می‌کنیم که تباه و بی‌ارزش شده‌ایم. خودمان را از روی اشتباهی که کرده‌ایم، قضاوت می‌کنیم. در حالی‌که چنین چیزی حقیقت ندارد. ارزش ما به اشتباهاتمان وابسته نیست.

منظور از افسردگی، تفکر خودکشی یا پناه‌بردن به قرص‌ها نیست. بلکه این مرحله‌ای است که شما به آخر خط رسیدید، تحملتان تمام شده و نزدیک است همه چیز را رها کنید. دوران وحشتناکی که اشتباهتان بزرگ و بزرگ‌تر شده و آرام آرام شما را فرسوده و در سیاه‌چال افسردگی رها می‌کند.

این موقعیتی است که باید با آن روبه‌رو شویم و افسردگی را به‌وضوح در خودمان ببینیم. چون پس از این زمان است که دوباره خودمان را جمع‌وجور می‌کنیم و کارها و اوضاع را به‌دست می‌گیریم. انکار افسردگی در مقابل، باعث می‌شود از جایتان تکان نخورید و متوقف شوید.

نکته پنجم – با موقعیت‌های تازه روبه‌رو شوید.

چشم و گوشتان را به‌خوبی باز کنید. به آنچه در اطرافتان می‌گذرد توجه کنید. به حرف‌های مردم، ایده‌ها و فرصت‌های موجود، مراحل و گزینه‌ها. وقتی پذیرای محیط اطرافتان می‌شوید، از فرط زیادبودن راه حل‌ها تعجب می‌کنید. چشم‌گشودن، دیدگاه‌های تازه و موقعیت‌های جدید را نشانتان می‌دهد. چون متوجه اشتباهاتتان با نگاهی تازه و مثبت می‌شوید.

دیدگاه‌های جدید باعث می‌شوند زمینه‌ای برای تبدیل شکست به موفقیت پیدا کنید. این قدرت را پیدا می‌کنید که ذهنیت پیشرو و موفقی را به‌کار ببرید و بنابراین راه‌حل‌های مثبتی بیابید. اینجا همان جایی است که آغاز به تبدیل خطاها به موفقیت می‌کنید. همان وقتی که در کسب‌وکارتان چرخش ایجاد یا از نو شروع می‌کنید.

لحظه‌های نورانی الهام‌بخش به سراغتان می‌آیند و این باعث می‌شود سؤالاتی از خود بپرسید. اشکالی ندارد که برای دانستن پاسخ این سؤالات از مخاطبان و مشتریان و دوست و آشنا کمک بگیرید. اما وقتی با موقعیت‌های تازه با دیدگاهی تازه روبه‌رو می‌شوید، درمی‌یابید که پاسخ‌ها پیش خود شماست.

نکته ششم – بازسازی را آغاز کنید.

این درست همان جایی است که رشد می‌کنید و شرایط بدتان را به موقعیتی سرنوشت‌ساز تبدیل می‌کنید. فرد موفقی که امروز شما می‌بینید، همیشه و از اول این طور نبوده است. او هم در طی مسیرش مبارزه کرده و درنهایت با بازسازی توانسته شرایط رشد خودش را فراهم کند.

بازسازی برای هرکسی متفاوت است. برای بعضی از افراد بازسازی نیازمند تمرکز و دقت در کارها و ردکردن هرچیزی است که تمرکزشان را بهم می‌زند. برای شما ممکن است توسعه و رشد کسب‌وکارتان باشد. ازطریق تمرکز و تنوع یا شروع دوباره است که چیزهای اطرافتان آهسته آهسته شروع به تغییر می‌کنند.

نکته هفتم – پذیرش و رشد فردی

شاید هیچ چیز به اندازه‌ی پذیرش برای به‌انجام‌رساندن فرآیند موفقیت مهم نباشد. اگر شما بتوانید از اشتباهاتتان عبور کنید و آن‌ها را به چشم عبرت و همان‌طور که هستند، بنگرید و بپذیرید، رشد فردی شما آغاز می‌شود. در همین مرحله است که امکان دیدگاه جدیدی برایتان به‌وجود می‌آید. البته این مهم‌ترین مزیت پذیرش نیست. بلکه رشد فردی که در شما ایجاد می‌شود، مهم‌ترین فایده‌ی آن است.

این رشد فردی است که تعریف شما را از موفقیت بیان می‌کند. ارزش کسب‌وکار شما یا زندگی‌تان به وجود شما وابسته است. بنابراین رشد فردی شما بسیار تعیین‌کننده است. پذیرش مرحله‌ای شگفت‌انگیز برایتان رقم می‌زند که امید و فرصت‌های زیادی به‌وجود می‌آورد. این فرصت‌ها شانس عملی‌کردن استعداد‌های بالقوه‌تان را برای شما ایجاد می‌کند.

پذیرش در عین حال، مرحله‌ای دلهره‌آور و نگران‌کننده نیز هست، چون دیدگاه جدیدی به‌وجود می‌آورد که تا پیش از این نداشته‌اید. این ترس بجاست، اما نباید فراموش کنید که نگرانی موجود، حاصل پیشرفت و تکامل شماست. چیزی که شما را به‌سوی ایده‌های بهتر و بزرگ‌تر سوق می‌دهد.

نکاتی که بیان شد، در‌واقع از میان ۷ مرحله‌ای برگزیده شده بود که شما را از میان اشتباهات و عواقب منفی آن‌ها عبور می‌دهد و به اشتباه موفقتان می‌رساند. جایی که انتظارتان از خودتان برآورده می‌شود و می‌توانید به خودتان ببالید. این ۷ مرحله به تفصیل و همراه با تمرین‌های مربوط به هر مرحله، در کتاب «اشتباه موفق» اثر متیو ترنر آورده شده است.

عبارت «اشتباه موفق» را اولین بار در کتابی با همین عنوان از متیو ترنر دیدیم. این عنوان ما را برآن داشت که بعد از تحقیق کافی، کتاب را مناسب ترجمه بدانیم. ما در تیم نورندبوک کتاب اشتباه موفق متیوترنر را ترجمه کردیم و آن را در اختیار علاقه‌مندان قرار دادیم. ما معتقدیم آنچه در این کتاب نوشته شده برای هر انسانی که می‌خواهد رشد کند، موفق باشد و از اشتباهاتش ناراحت و زخمی نشود، بسیار مفید است. برای خرید این کتاب به در مراجعه کنید.


اشتباه موفق
نویسنده: متیو ترنر
مترجم: علیرضا دهقانی، نسترن توکلی، محمد جمالی رامین

شاید فکر کنید دو واژه‌ «اشتباه» و «موفق» با هم یک‌جا جمع نمی‌شوند یا باهم تناقض دارند. اما متیو ترنر در کتاب تازه‌اش با عنوان کامل «اشتباه موفق: چگونه ۱۶۳ نفر از بزرگ‌ترین کارآفرینان دنیا شکست را به موفقیت تبدیل کردند.» برای شما شرح می‌دهد که چطور موفقیت از دل اشتباه بیرون می‌آید. او در این کتاب، داستان اشتباه ارزشمند عده‌ زیادی کارآفرین موفق را بررسی و دنبال می‌کند و در پایان به این نتیجه می‌رسد که این اشتباهات و شکست‌های هر فرد هستند که او را به قله‌های موفقیت می‌رسانند. نویسنده به مهارت بسیار مهم «آموختن از ناکامی‌ها» می‌پردازد و این مهارت را کلید پیشرفت کسب‌وکارها و انسان‌های تاثیرگذار می‌داند.


کلمات کلیدی
اشتباهاشتباه موفق

معرفی کتاب

دیدگاه کاربران